تبليغاتX
دل نوشته های من

دل نوشته های من

مطالب جالب دیدنی و خواندنی

امشب میخوام برایت بنویسم آنچه را که در دل دارم پس بی مقدمه سلام.....

کاش هرچه زودتر پاییز از راه برسه آخه دلم براش یه ذره شده همه می گن پاییز فصل غم و غصه ها و دلگیری ست ولی من هرچه دارم فدای پاییز.یادته چه روزای خوب و پرخاطره ای داشتیم یادته چقد واسه همدیگه فدا می شدیم یادته مسابقه دوس داشتن می ذاشتیم یادته چقد دلامون واسه همدیگه تنگ می شد یادته اون روزایی که قرار می ذاشتیم بریم بیرون چقد به سر و روی خودمون می رسیدیم !

می دونی چند وقتیه که احساس می کنم خدا رو فراموش کرده ام چند روزیه که خودم رو هم فراموش کرده ام بذا اعتراف کنم که تو رو هم فراموش کرده ام .چه دیوانه ام من کسی نیس بگه که بابا این که دیگه گفتن نداره کسی که خدای به اون بزرگی و مهربونی رو فراموش کرده دیگه چه انتظاری هست که بندگان ناچیزش رو فراموش نکنه!

چند روزی ست که نگریسته ام اصلا حالم خوش نیست پیش دکتر هم رفته ام آ  نه که فک کنی بی خیالم ولی دکترا گفتن دردت بی دواست گفتن دوای این درد تو هیچ داروخونه ای پیدا نمی شه به خودت زحمت نده .احساس می کنم همه چیز رو باخته ام هم دنیا رو هم آخرت رو . کاش پیشم بودی و آرومم می کردی نه خواب دارم نه زندگی.همه خوابند و من دارم این چرت و پرتها رو برات می نویسم هیچ میدونی الان ساعت چنده !فک کنم به وقت گرینویچ از یک نصفه شب هم گذشته حالا حساب ساعت خودمون بمونه.راستی گفته بودی می آیی پس کی؟!چشمان کم سو شده از بس به در دوخته شدن تو رو خدا زودتر بیا.....

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت14:15توسط بهروز | |

اگه دلت بخواد تموم مردم دوس داشتنی باشند اگه دلت بخواد همه رو دوس داشته باشی اگه نتونی جلوی گریه های وقت و بی وقتتو بگیری اگه حس کنی خدا تو رو دوس داره ولی تو اونجوری که باید دوسش نداری اگه بخوای به یکی هدیه بدی ولی نتونی اگه شبا از درد تنهایی خوابت نبره اگه ببینی خیلی شبیه مردم نیستی اگه دوس داشته باشی به هیچ کس محتاج نباشی اگه خیلی دلت بخواد که همیشه به خدا نیازمند باشی اگه بخوای بمیری و راحت شی اگه فکر کنی همون جوری که تو همه رو دوس داری همه تو رو دوس دارن اگه بغض امونتو ببره و نتونی چیزی رو که می خوای رو وبلاگت بنویسی اگه.......

+نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت14:39توسط بهروز | |

یادته اولین روز که برف می بارید چقدر خوشحال بودیم که برف بازی میکنیم یادته چقدر دوس داشتیم زود بزرگ شیم و بریم مدرسه و بعد دانشگاه یادته چقدر تو صف نونوایی ها می ایستادیم یادته چند بار زنگ خونه مردم می زدیم و فرار میکردیم یادته چقدر از کیف و کفش مدرسه خوشحال می شدیم یادته تا ساعت ۱۲ شب فوتبال بازی می کردیم یادته چقدر تابستونو دوس داشتیم که مدرسه ها تعطیل می شد و فقط بازی بود و بازی بود و بازی یادته چقدر از معلممون می ترسیدیم یادته چند تا دوس داشتیم یادته چقدر به خاطر شکلات و پفک خوشحال میشدیم یادته چقدر پرنده ها رو دوس داشتیم یادته چطور از دیوار راست بالا میرفتیم! یادته چقدر خدا رو دوس داشتیم یادته چقدر به خاطر لباس نو الم شنگه را مینداختیم یادته چقدر خوشحال و شاد و شنگول بودیم یادته.......

اما امروزاصلا خبری از اونهمه چیزای خوب که داشتیم نیست و زندگیمان شده درد و غم و افسوس

+نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت20:58توسط بهروز | |

باز هم دلم گرفته و هوای باریدن داره بازهم دنیا برام عذاب آور شده باز هم می خوام گریه کنم باز هم دلشوره عجیبی سراپای وجودم رو گرفته بازهم شدیدا به یکی محتاجم که پناهم بده بازهم خسته ام از همه کس و همه چیز باز هم .........

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت12:30توسط بهروز | |

کاشکی هیچ کس دل دیگرونو نمی شکست کاشکی می شد از مغازه سر کوچه چند کیلو دوستی خرید کاشکی همه مثل شازده کوچولو یه سیاره داشتند که هر روز ۱۳۶۵ بار خورشیدشون غروب می کرد و هر وقت دلشون می گرفت غروبو نیگا می کردند و آروم می شدند کاشکی میشد تو چشم همدیگه نیگا میکردیم و می فهمیدیم کی راس راسکی عاشقه و کی الکی کاشکی هر وقت که از این دنیا و آدماش خسته می شدیم می تونستیم به میل خودمون مرگو انتخاب کنیم کاشکی مردم می دونستن که دوس داشتن چقدررررررررررررررر لذت بخشه کاشکی جدایی هیچ وقت وجود نمی داشت کاشکی ........

+نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت19:55توسط بهروز | |

شیطونه میگه دیگه هیچ کسو دوس نداشته باشی شیطونه میگه فردا بری خودتو گم گور کنی تا از دست همه راحت شی شیطونه میگه فردا به کسی که تنهات گذاشته زنگ بزنی و هر چی از دهنت دراومد بهش بگی شیطونه میگه همین الان تمام عکسای خودت و دیگرونو اتیش بزنی شیطونه میگه همین الان بزنی زیر گریه شیطونه میگه.........

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت19:6توسط بهروز | |

یه وقتایی دوس داری مثل پرنده ها پر بزنی بری تو آسمونا ولی بال نداری یه وقتایی آدم جیگرش آتیش میگره ولی دم بر نمیاره یه وقتایی منتظر کسی هستی ولی خبری ازش نمی شه یه وقتایی تمام وجودت رو هوس میگیره و ول نمی کنه یه وقتایی اونقدر بیقراری که می خوای تا صبح شب زنده داری کنی یه وقتایی هیچ حرف تازه ای به ذهنت نمی رسه که با یکی درد دل کنی یه وقتایی به ساعت دلت نگاه میکنی می بینی وای خیلی دیر شده یه وقتایی می خوای بپری تو آغوش گرم یکی ولی می بینی همه آغوشا یا بسته اند و ورود ممنوع یا سرد هستن یه وقتایی دوس داری شناسنامه ات بهت دروغ بگه و الکی بگه هنوز بچه ای یه وقتایی از خاطرات گذشته ات بدت میاد و می خوای همشو پاره کنی بریزی دور یه وقتایی می خوای از دایره عشق بپری بیرون وبزنی به چاک تا کسی نتونه بگیردت یه وقتایی   نمی تونی دلتنگی هاتو طاقت بیاری و از غصه دق میکنی یه وقتایی می خوای لااقل تو خواب هم که شده دوباره متولد بشی یه وقتایی دوس داری یه شب تموم به خاطر همه نداشته هات گریه کنی              یه وقتایی.......

بالا پریدیم دوغ بود هر چی که بود دروغ بود ـــ پایین اومدیم ماست بود قصه ما راست بود.

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت19:36توسط بهروز | |

فدای تو

دارم عادت میکنم فدات بشم 

فدای اشکای گونه هات بشم

 

میدونی همیشه این آرزومه

که میخوام خاکای زیر پات بشم

...

...

ببخشید که امکان نوشتن کامل شعر در وب برام امکانپذیر نشد.

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت19:57توسط بهروز | |

وقتی دنبال یه شونه می گردی  که پناهت بده و بذاره های های گریه کنی وقتی کسی رو دوس داری ولی نمی تونی بهش بگی وقتی سلام می دی و جواب سلامتو نمی دن وقتی دلت مثل اسمون بهاری گرفته ولی نمی باره وقتی نمی دونی دردتو به کی بگی وقتی همه ادما با دنیاشون برات غریبه اند وقتی پول نداری و هزار درد و بلا داری وقتی می بینی همه ادما سرشونو انداختند پایین و دو دستی دنیا رو چسبیده اند که از دستش ندن وقتی دنیا رو سرت خراب می شه وقتی هیچ کسو نداری که بهش پناه ببری وقتی خدا رو دوس داری ولی به حرفاش گوش نمی کنی وقتی نمی دونی اگه دنیا اونجوری نچرخید که تو دوس داری باید چی کار کنی وقتی عاشق می شی وقتی..........................

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت19:56توسط بهروز | |

زندگی همیشه زیباست کافیست زیبا ببینی.

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت20:3توسط بهروز | |